سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

201

تاريخ ايران ( فارسى )

مقتدر و متنفذ در 1478 ميلادى اتفاق افتاد و بعد از او پسرش يعقوب پادشاه شد و او بعد از هفت سال شاهى مسموم گرديد و پس از مرگ وى مملكت در نتيجهء كشمكش و منازعات داخلى بر سر سلطنت تجزيه شده و راه براى آمدن سلسلهء بومى صفوى بازگرديد . اتحاد اوزن حسن با ونيس رلى را كه جمهورى ونيس در آسيا نه فقط در تجارت و بازرگانى بلكه در سياست و ديپلوماسى هم بازى كرده « 1 » مطالعهء آن بسيار جالب و جاذب است . شما در فصل پنجاه و هفتم ديديد كه چگونه مساعى اروپا در تحريك ايلكانىها براى حملهء به مصر و درآوردن ارض مقدس از چنگ سلاطين مملوك بىثمر مانده و جز تبادل سفرا نتيجهء آنى از آن گرفته نشد . در حدود دو قرن از تبادل اين سفرا و نمايندگان سياسى گذشت و در ظرف اينمدت تركان عثمانى نه فقط بزرگترين و مقتدرترين دولت اسلامى بشمار ميآمده بلكه بواسطهء تسخير قسطنطنيه در 1453 ميلادى دنياى مسيحيت زياده از تمامى ازمنه و دوره‌هاى قبل مورد تهديد قرار گرفت . اين واقعه هرچند كه تأثير عميق باروپا بخشيده ولى جنبشى به طرف اتحاد و تشريك مساعى در مسيحيان ايجاد ننمود ، چه همانطور كه آنياس سلويوز « 2 » ( مطابق شرحيكه از گبون اقتباس شده ) مينويسد « دنياى مسيحيت مانند بدن بىسر و جمهورى بدون قوانين يا هيئت داد رسان مىباشد ، پاپ و امپراطور شايد تجلى ميكنند اما نظير جلوهء عناوين و القاب بلند و رفيع و نيز مانند تصاوير و مجسمه‌هاى باشكوه و عالى . . . هرايالت و كشورى اميرى جداگانه دارد و هر اميرى هم داراى منافع جداگانه است » . در اين گيرودار و يا قدرى بعدتر ونيس در بهم آوردن اين شكاف يا رفع نفاق و شقاق قدم برداشته براى متحد ساختن دولت‌هاى مسيحى برعليه دشمن مشترك بذل مساعى نمود ، ولى با موفقيت كمى ، مگر در آسياى صغير او خيلى خوش‌بخت بود . اوزن حسن چون با ادعاهاى امير كارامانيا ( سليسى آنوقت بدين نام خوانده ميشد ) برعليه قرمان مساعدت و همراهى كرده و شكست خورده بود لذا بدين نكته پى برد كه بدون همكارى

--> ( 1 ) - رجوع به « سياحت‌نامه‌هاى ونيزىها » كه بدست انجمن هكلت ( Hakluyt Society ) چاپ و نشر شده است . ( مؤلف ) ( 2 ) - Aeneas Sylvius